|
تنها ترین تنها
|
|
فصل عاشقانه در این تنهایی دلگیر و مبهم من از تو مینویسم عاشقانه دلم از تو شده لبریز احساس تو این حال و هوای بی ترانه نمی دونم کدوم حس غریبی منو با دستای تو آشنا کرد یکی انگار تو این بهت غریبی دل دیونه من رو صدا کرد صدام دل مرده ای بود سرد و ساکت نفس های تو شد طنین آواز تو تنهایی غزل گم بودم بازم شد شعر من با عشقت آغاز تو کوله باری از عشق و ترانه من از خواب ترانه بی صداتر رسیدی از ته دنیایی روشن منو بردی به خود تا مرز باور نمی دونم اکر با من نبودی کدوم دست نوازش مرهمم بود همیشه دستای تو محرمم بود بذار با هم باشیم تا فصل آخر منو تنها نذار با بی کسی ها بمون با من تو این دنیای مسموم دارم می میرم از دلواپسی ها فرزاد خامه ای |
صفحه نخست پست الکترونیک yahoo ID o30na مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 از ناله های مرگ تا نغمه های زندگی :. |