تبليغاتX
--------- تنها ترین تنها

تنها ترین تنها



دوستت می داشتم مهربانم ....

 

سلام...

 

ديروز به دنبال تو به همه جا سر زدم ...

 

هم از نسيم سراغت را گرفتم ،

 

هم از گل سرخي كه كنار چشمه عشق روييده بود .

 

 

 

 

 

حتي از پرنده هايي كه در شعرهايم بال مي زدند

 

نشاني ات را پرسيدم ...

 

اما پيدايت نكردم اين را ولي خوب مي دانم ،

 

كه اگر چشمانم را ببندم و با دهان بسته صدايت كنم ،

 

فورا جوابم را خواهي داد.

 

راستي كه عجب صفايي دارد اين بي قراريها و اين

 

دلتنگي ها !...

 

مانده ام كه اين فاصله ها اگر نبود ،

 

آيا باز هم اينقدر مشتاق شنيدن صدايت از درخت و صندلي

 

و ستاره بودم؟

 

هميشه فاصله ها باعث ميشوند تا بيشتر قدر همديگر را

 

بدانيم،

 

و بيشتر به دنبال هم بگرديم .

 

 

مثل همين امروز كه همه جا را به دنبالت گشتم ...

 

حتي همه خوابهايم را يكي يكي جستجو كردم ...!

 

همه جا رد پايت بود ...

 

حتي موج صدايت به نرمي از تپه هاي خيالم بالا ميرفت .

 

اما خودت نبودي ...

 

عزيزترينم ...

 

حالا با همين واژه هاي لال در كنار نام قشنگت

 

نشسته  ام .

 

مرهمي نمي خواهم ...

 

تنها اگر حوصله داري زخمهاي دلم را بشمار!...

 

هزار و يك ... هزار و دو ... هزار و سه ...

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 18:8 توسط سینا | 

بار خدایا باز دل به یاد تو فغان می كند.

http://herat-d1.persiangig.com/audio/Download/4vreo0m.jpg


 

بار خدایا باز دل به یاد تو فغان می كند.

 

نمی دانم در جستجوی تو دیرینه كتاب كهن تاریخ را مطالعه كنم یا چشم بر صفحه آسمان بدوزم؟

 

دل را به یاد موهبتهای تو آرام كنم یا به تعریف آفریده هایت؟

 

خدایا، گاه كه از همه نا آدمیها خسته می شوم یاد تو تحمل زیستن را برایم آسان می سازد.

خدایا عشق زیباست اما كدامین عشق پرشور تر از عشق به توست كه یادت قلبها را به اوج لذتها می رساند و مرگ را زیباترین پدیده ها می سازد.

خدایا، شرم مرا از آن باز می دارد كه از تو چیزی بخواهم چرا كه هر چیزی را قبل از آنكه بخواهم به من داده ای.

اما خدایا سه چیز را از كسی كه آفریدی دریغ مدار كه تا زنده ام توان خواندن نماز ایستاده را داشته باشم، كه  عشقت از دلم بیرون نرود و آن زمان كه مرا خواندی در راه تو باشم.

ای محبوب من، ما را پاك بگردان، پاك بمیران و پاك محشور بگردان كه تو رب العرش العظیمی ...
نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 13:0 توسط سینا | 

عشوه های من

 
زیر کوچه پس کوچه های با تو بودن
هیچ شیرینی نبود
جز زمانی که تو حلق آویز
عشوه های من بودی
و انگار های من در تو دوباره آغاز میشد

هیچ شیرینی نبود
جز زمانی که
تو در خط تن آواز های من خم میشدی
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 15:1 توسط سینا | 

تفاوت های عشق و دوست داشتن

تفاوت های عشق و دوست داشتن

نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:40 توسط سینا | 

عنوان

 

شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد

 

                                    باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد

 

غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست دگر

 

                                    باخبرگشته که دنیا چه فریبی دارد

 

خاک کم آب شده مثل کویری تشنه

 

                                 شایداز جای دگر مزرعه شیبی دارد

 

سیب هر سال این فصل شکوفا میشد

 

                              باغبان کرده فراموش که سیبی دارد

 

  

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 10:27 توسط سینا | 

*** ***